der Ersatzspieler
بازیکن ذخیره، بازیکن تعویضی
Beispiele
- Er war eine Saison lang ''Ersatzspieler'' bei einem Bundesliga-Verein, kam aber nie zum Einsatz.او یک فصل تمام بازیکن ذخیره یک تیم بوندسلیگا بود، اما هرگز به میدان نرفت.
بازیکن ذخیره، بازیکن تعویضی