der Ersatzvater
پدرخوانده، جایگزین پدر
Bedeutungen
1
مردی که نقش پدر را برای کودکی ایفا میکند که پدر واقعیاش حضور ندارد یا فوت کرده است؛ میتواند عمو، پدربزرگ یا فردی دیگر باشد.
- Sein Onkel war für ihn wie ein Ersatzvater.عموی او برای او مانند یک پدرخوانده بود.
- Nach dem Tod des Vaters übernahm der Großvater die Rolle des Ersatzvaters.پس از مرگ پدر، پدربزرگ نقش جایگزین پدر را بر عهده گرفت.
- Sie suchte einen Mann, der als Ersatzvater für ihre Kinder fungieren könnte.او مردی را جستجو میکرد که بتواند به عنوان جایگزین پدر برای فرزندانش عمل کند.