das Ersatzwort
واژه جایگزین، کلمه جانشین
Bedeutungen
1
کلمهای که به جای کلمه دیگری استفاده میشود، به خصوص زمانی که کلمه اصلی فراموش شده، نامناسب یا غیرقابل دسترس باشد.
- Wenn mir das richtige Wort nicht einfällt, benutze ich ein Ersatzwort.وقتی کلمه درست به ذهنم نمیرسد، از یک کلمه جایگزین استفاده میکنم.
- Der Lehrer erklärte, dass 'Ding' oft als Ersatzwort dient.معلم توضیح داد که 'چیز' اغلب به عنوان یک واژه جایگزین عمل میکند.
- Sie suchte nach einem passenden Ersatzwort für 'toll'.او به دنبال یک واژه جایگزین مناسب برای 'عالی' میگشت.