das Erschließen
قابل دسترس کردن، بهرهبرداری کردن، کشف کردن
Bedeutungen
1
عمل قابل دسترس کردن یا بهرهبرداری از منابع، مناطق یا اطلاعات جدید؛ کشف کردن.
- Das Erschließen neuer Märkte ist entscheidend für das Wachstum.قابل دسترس کردن بازارهای جدید برای رشد حیاتی است.
- Der Bergbau ermöglicht das Erschließen wertvoller Bodenschätze.معدنکاری امکان بهرهبرداری از منابع معدنی ارزشمند را فراهم میکند.
- Das Erschließen des Potenzials der erneuerbaren Energien ist wichtig.کشف پتانسیل انرژیهای تجدیدپذیر مهم است.
2
عمل فهمیدن یا درک کردن چیزی که قبلاً نامفهوم بوده؛ رسیدن به درک.
- Das Erschließen komplexer Texte erfordert Konzentration.فهمیدن متون پیچیده نیازمند تمرکز است.
- Mit der Zeit gelang ihm das Erschließen der fremden Sprache.با گذشت زمان، او موفق به درک زبان بیگانه شد.
- Das Erschließen der Bedeutung hinter den Worten war seine Stärke.رسیدن به درک معنای پشت کلمات، نقطه قوت او بود.