die Erstinskribentin
دانشجوی سال اولی زن، ثبتنامکننده اولیه زن
Bedeutungen
1
دانشجوی زن که برای اولین بار در یک دانشگاه یا دوره تحصیلی ثبتنام کرده است.
- Die Erstinskribentin freut sich auf ihr Studium.دانشجوی سال اولی زن از تحصیل خود هیجانزده است.
- Jede Erstinskribentin erhält einen Willkommensbrief.هر دانشجوی سال اولی زن یک نامه خوشامدگویی دریافت میکند.
- Die Erstinskribentin hat sich für den Mathe-Kurs entschieden.دانشجوی سال اولی زن، دوره ریاضی را انتخاب کرده است.