der Ersttäter

Aussprache: /ˈɛʁstˌtɛːtɐ/
Worttrennung: Erst·tä·ter
اسم

مجرم بار اول، بزهکار تازه‌کار

Bedeutungen

1

شخصی که برای اولین بار مرتکب جرم یا خلاف می‌شود و سابقه کیفری قبلی ندارد.

  • Der Richter betrachtete ihn als Ersttäter und gab ihm eine mildere Strafe.قاضی او را مجرم بار اول تلقی کرد و مجازات سبک‌تری برایش در نظر گرفت.
  • Bei Ersttätern stehen oft erzieherische Maßnahmen im Vordergrund.در مورد مجرمان بار اول، اغلب اقدامات تربیتی در اولویت قرار دارند.
  • Die Polizei hofft, dass der Ersttäter nicht wieder straffällig wird.پلیس امیدوار است که این مجرم تازه‌کار دوباره مرتکب جرم نشود.