die Ersttäterin
مجرم بار اول (زن)، اولین بار
Bedeutungen
1
زنی که برای اولین بار مرتکب جرم یا تخلفی میشود و سابقه کیفری قبلی ندارد.
- Als Ersttäterin erhielt sie eine mildere Strafe.او به عنوان مجرم بار اول، مجازات سبکتری دریافت کرد.
- Die Gerichte unterscheiden oft zwischen Ersttätern und Wiederholungstätern.دادگاهها اغلب بین مجرمان بار اول و تکراری تمایز قائل میشوند.
- Die Sozialarbeiterin betreut junge Ersttäterinnen, um ihnen eine zweite Chance zu geben.مددکار اجتماعی از مجرمان جوان بار اول مراقبت میکند تا به آنها شانس دومی بدهد.