das Erwerbsland

Aussprache: /ɛrˈvɛrpslant/
Worttrennung: Er·werbs·land
اسم

کشور محل خرید (کالا)، کشور محل تحصیل (مدرک)، کشور محل اشتغال

Bedeutungen

1

کشوری که در آن فرد مشغول به کار است و درآمد کسب می‌کند.

  • Er lebt und arbeitet seit vielen Jahren in seinem Erwerbsland Deutschland.او سال‌هاست که در کشور محل اشتغال خود، آلمان، زندگی و کار می‌کند.
  • Die Steuern werden in dem Erwerbsland gezahlt, nicht im Heimatland.مالیات‌ها در کشور محل اشتغال پرداخت می‌شود، نه در کشور مبدأ.
  • Viele Fachkräfte suchen im Ausland ein neues Erwerbsland.بسیاری از متخصصان در خارج از کشور به دنبال کشور محل اشتغال جدیدی هستند.
2

کشوری که در آن مدرک تحصیلی کسب شده است.

  • Ihr Universitätsabschluss stammt aus einem anderen Erwerbsland.مدرک دانشگاهی او از کشور دیگری که در آن تحصیل کرده است، می‌باشد.
  • Die Anerkennung der Qualifikation aus dem Erwerbsland war kompliziert.به رسمیت شناختن صلاحیت از کشور محل تحصیل پیچیده بود.
  • Er musste nachweisen, dass sein Abschluss in seinem Erwerbsland anerkannt wird.او مجبور بود ثابت کند که مدرکش در کشور محل تحصیلش به رسمیت شناخته می‌شود.