der Erwerbstätiger
شاغل، فرد دارای شغل
Bedeutungen
1
شخصی که به صورت قانونی و معمولاً در ازای دریافت دستمزد یا سود، فعالیت شغلی انجام میدهد و درآمد کسب میکند.
- Jeder erwerbstätige Bürger zahlt Steuern.هر شهروند شاغل مالیات میپردازد.
- Die Zahl der erwerbstätigen Frauen ist gestiegen.تعداد زنان شاغل افزایش یافته است.
- Ein erwerbstätiger Mensch muss sich um seine Rente kümmern.یک فرد شاغل باید به فکر بازنشستگی خود باشد.
2
به طور کلی، فردی که در حال حاضر مشغول به کار است و درآمد دارد.
- Als erwerbstätiger Student muss er seine Zeit gut einteilen.به عنوان دانشجوی شاغل، او باید زمان خود را به خوبی مدیریت کند.
- Die Statistik zeigt, wie viele Menschen in dieser Stadt erwerbstätig sind.این آمار نشان میدهد که چه تعداد از مردم در این شهر مشغول به کار هستند.
- Er ist seit seiner Ausbildung durchgehend erwerbstätig.او از زمان آموزش خود به طور مداوم مشغول به کار بوده است.