das Erzählcafé
کافه داستانگویی
Bedeutungen
1
مکانی، معمولاً یک کافه یا مرکز فرهنگی، که در آن افراد دور هم جمع میشوند تا داستانهای شخصی، تجربیات یا داستانهای سنتی را برای یکدیگر تعریف کنند.
- Im Erzählcafé hörten wir faszinierende Geschichten aus aller Welt.در کافه داستانگویی، داستانهای جذابی از سراسر جهان شنیدیم.
- Das Erzählcafé findet einmal im Monat statt und ist für alle offen.کافه داستانگویی ماه یک بار برگزار میشود و برای همه باز است.
- Sie freute sich auf das nächste Erzählcafé, um ihre eigene Geschichte zu teilen.او مشتاقانه منتظر کافه داستانگویی بعدی بود تا داستان خود را به اشتراک بگذارد.