das Erzählen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈt͡sɛːlən/
Worttrennung: Er·zäh·len
اسم

روایت کردن، تعریف کردن، داستان‌گویی

Bedeutungen

1

عمل بیان کردن یک داستان، رویداد یا تجربه به صورت شفاهی یا کتبی.

  • Das Erzählen von Geschichten ist eine alte Kunstform.داستان‌گویی یک هنر باستانی است.
  • Sie liebte das Erzählen von Märchen für ihre Kinder.او عاشق تعریف کردن افسانه برای فرزندانش بود.
  • Sein Erzählen von den Erlebnissen im Ausland war sehr spannend.روایت او از تجربیاتش در خارج از کشور بسیار هیجان‌انگیز بود.