das Erzählen
روایت کردن، تعریف کردن، داستانگویی
Bedeutungen
1
عمل بیان کردن یک داستان، رویداد یا تجربه به صورت شفاهی یا کتبی.
- Das Erzählen von Geschichten ist eine alte Kunstform.داستانگویی یک هنر باستانی است.
- Sie liebte das Erzählen von Märchen für ihre Kinder.او عاشق تعریف کردن افسانه برای فرزندانش بود.
- Sein Erzählen von den Erlebnissen im Ausland war sehr spannend.روایت او از تجربیاتش در خارج از کشور بسیار هیجانانگیز بود.