der Erzählfaden

Aussprache: /ɛɐ̯ˈtsɛːlˌfaːdn̩/
Worttrennung: Er·zähl·fa·den
اسم

نخ داستان، رشته روایت

Bedeutungen

1

خط سیر اصلی یا موضوعی که یک داستان، رمان یا فیلم را پیش می‌برد؛ رشته‌ای که خواننده یا بیننده را در طول روایت دنبال می‌کند.

  • Der Autor verlor manchmal den roten Erzählfaden in seinem Roman.نویسنده گاهی اوقات رشته روایت اصلی را در رمانش گم می‌کرد.
  • Der Film hatte einen spannenden Erzählfaden, der bis zum Ende fesselte.فیلم یک رشته روایت هیجان‌انگیز داشت که تا انتها جذاب بود.
  • Es ist wichtig, den Erzählfaden klar und verständlich zu halten.مهم است که رشته روایت واضح و قابل فهم نگه داشته شود.