die Erziehungsbeauftragung

Aussprache: /ɛɐ̯ˈtsiːʊŋsˌʔaʊ̯ftʁaːɡʊŋ/
Worttrennung: Er·zie·hungs·be·auf·tra·gung
اسم

مجوز سرپرستی موقت، گواهی سرپرستی

Bedeutungen

1

مجوز رسمی که به فردی غیر از والدین اجازه می‌دهد برای مدت معین مسئولیت سرپرستی و تربیت کودک را بر عهده بگیرد.

  • Das Gericht hat eine Erziehungsbeauftragung für die Großeltern ausgestellt.دادگاه مجوز سرپرستی موقت را برای پدربزرگ و مادربزرگ صادر کرد.
  • Die Erziehungsbeauftragung erlaubt den Vormund, wichtige Entscheidungen für das Kind zu treffen.مجوز سرپرستی موقت به قیم اجازه می‌دهد تا تصمیمات مهمی برای کودک بگیرد.
  • Ohne eine gültige Erziehungsbeauftragung darf das Jugendamt das Kind nicht in Obhut nehmen.بدون مجوز سرپرستی موقت معتبر، اداره جوانان نمی‌تواند کودک را تحویل بگیرد.