die Eskimofrau

Aussprache: /ˈɛskimoˌfʁaʊ̯/
Worttrennung: Es·kimo·frau
اسم

زن اسکیمو

Bedeutungen

1

زن متعلق به یکی از مردمان بومی مناطق قطبی شمال (مانند اینوئیت‌ها و یوپیک‌ها).

  • Die Eskimofrau fertigte traditionelle Kleidung aus Fellen an.زن اسکیمو لباس‌های سنتی از پوست حیوانات می‌دوخت.
  • Die Eskimofrau erzählte den Kindern alte Legenden.زن اسکیمو داستان‌های قدیمی را برای بچه‌ها تعریف می‌کرد.
  • Die Kunst der Eskimofrau im Schnitzen von Figuren war beeindruckend.هنر زن اسکیمو در کنده‌کاری مجسمه‌ها چشمگیر بود.