der Espenwald

Aussprache: /ˈɛspənˌvalt/
Worttrennung: Es·pen·wald
اسم

بیدستان، جنگل بید

Bedeutungen

1

منطقه‌ای جنگلی که درختان غالب آن از گونه‌های بید (مانند صنوبر لرزان) هستند.

  • Im Herbst färbt sich der Espenwald in leuchtenden Gelb- und Orangetönen.در پاییز، جنگل بید به رنگ‌های درخشان زرد و نارنجی درمی‌آید.
  • Wir wanderten durch einen dichten Espenwald, wo das Licht nur gedämpft durch die Blätter fiel.ما از میان یک جنگل بید انبوه که نور به سختی از میان برگ‌ها عبور می‌کرد، پیاده‌روی کردیم.
  • Der Espenwald ist ein wichtiger Lebensraum für viele Tierarten.جنگل بید زیستگاه مهمی برای بسیاری از گونه‌های جانوری است.