die Essensschlacht

Aussprache: /ˈɛsn̩sˌʃlaxt/
Worttrennung: Es·sens·schlacht
اسم

جنگ غذا

Bedeutungen

1

نزاع یا درگیری که در آن از غذا به عنوان سلاح استفاده می‌شود، یا به طور کلی به هرج و مرج و آشفتگی در هنگام صرف غذا اشاره دارد.

  • Auf der Party artete die Essensschlacht völlig aus.در مهمانی، جنگ غذا کاملاً از کنترل خارج شد.
  • Die Kinder begannen eine kleine Essensschlacht mit Erbsen.بچه‌ها یک جنگ غذای کوچک با نخود شروع کردند.
  • Die Essensschlacht im Speisesaal war legendär.جنگ غذا در سالن غذاخوری افسانه‌ای بود.