die Essensschlacht
جنگ غذا
Bedeutungen
1
نزاع یا درگیری که در آن از غذا به عنوان سلاح استفاده میشود، یا به طور کلی به هرج و مرج و آشفتگی در هنگام صرف غذا اشاره دارد.
- Auf der Party artete die Essensschlacht völlig aus.در مهمانی، جنگ غذا کاملاً از کنترل خارج شد.
- Die Kinder begannen eine kleine Essensschlacht mit Erbsen.بچهها یک جنگ غذای کوچک با نخود شروع کردند.
- Die Essensschlacht im Speisesaal war legendär.جنگ غذا در سالن غذاخوری افسانهای بود.