der Essensvorrat
ذخیره غذا، انبار مواد غذایی
Bedeutungen
1
مقدار غذایی که برای استفاده در آینده ذخیره شده است؛ انبار مواد غذایی.
- Wir müssen unseren Essensvorrat für den Winter aufstocken.ما باید ذخیره غذایمان را برای زمستان افزایش دهیم.
- Der Essensvorrat im Keller war ausreichend.ذخیره غذای موجود در زیرزمین کافی بود.
- Bei einer Naturkatastrophe ist ein guter Essensvorrat lebenswichtig.در زمان بلایای طبیعی، ذخیره غذای خوب حیاتی است.