das Essgeräusch
صدای غذا خوردن
Bedeutungen
1
صدایی که هنگام خوردن غذا تولید میشود، مانند جویدن یا قورت دادن.
- Ich kann das Essgeräusch von meinem Nachbarn kaum ertragen.من به سختی میتوانم صدای غذا خوردن همسایهام را تحمل کنم.
- Bitte versuchen Sie, Ihr Essgeräusch zu minimieren.لطفاً سعی کنید صدای غذا خوردنتان را به حداقل برسانید.
- Das laute Essgeräusch störte die Ruhe im Speisesaal.صدای بلند غذا خوردن، آرامش را در سالن غذاخوری بر هم زد.