die Etappensau
سرباز جبهه عقب، سرباز پشت خط، کسی که از جنگ فرار میکند
Bedeutungen
1
اصطلاحی بسیار تحقیرآمیز و عامیانه برای سربازی که در دوران جنگ در مناطق امن و دور از خطر خدمت میکند و به نوعی از وظیفه اصلی شانه خالی میکند.
- Niemand wollte als Etappensau abgestempelt werden.هیچکس نمیخواست به عنوان سرباز پشت خط انگ بخورد.
- Der Begriff Etappensau wurde oft für Männer verwendet, die sich vor dem Militärdienst drückten.اصطلاح سرباز پشت خط اغلب برای مردانی به کار میرفت که از خدمت سربازی فرار میکردند.
- Er war kein Held, sondern nur ein Etappensau, der im Büro saß.او قهرمان نبود، بلکه فقط یک سرباز پشت خط بود که در دفتر مینشست.