die Ethnografin
مردمنگار زن، قومنگار زن
Bedeutungen
1
زن دانشمندی که در زمینه مردمنگاری تخصص دارد و به مطالعه میدانی و توصیف فرهنگها میپردازد.
- Die Ethnografin reiste in abgelegene Gebiete, um lokale Traditionen zu dokumentieren.مردمنگار زن به مناطق دورافتاده سفر کرد تا سنتهای محلی را مستند کند.
- Als Ethnografin hat sie viele Einblicke in die soziale Struktur gewonnen.به عنوان یک مردمنگار زن، او بینشهای زیادی در مورد ساختار اجتماعی به دست آورده است.
- Die Ethnografin präsentierte ihre Erkenntnisse auf einer Konferenz.مردمنگار زن یافتههای خود را در یک کنفرانس ارائه داد.