die Exzentrizität

Aussprache: /ɛkst͡sɛntʁit͡siˈtɛːt/
Worttrennung: Ex·zen·tri·zi·tät
اسم

عجیب‌وغریب بودن، غیرعادی بودن، خارج از مرکز بودن

Bedeutungen

1

رفتار، طرز فکر یا ظاهر غیرعادی، نامتعارف و خارج از هنجار؛ ویژگی عجیب و غریب.

  • Seine Exzentrizität machte ihn zu einer interessanten Persönlichkeit.عجیب و غریب بودنش او را به شخصیتی جالب تبدیل کرده بود.
  • Die Exzentrizität des Künstlers war bekannt.غیرعادی بودن هنرمند مشهور بود.
  • Manche Leute mögen seine Exzentrizität, andere finden sie befremdlich.برخی مردم عجیب و غریب بودنش را دوست دارند، دیگران آن را ناخوشایند می‌دانند.
2

در هندسه و فیزیک، فاصله بین دو مرکز (مثلاً در مورد بیضی یا مدار).

  • Die Exzentrizität der Umlaufbahn ist sehr gering.خارج از مرکز بودن مدار بسیار کم است.
  • Die Exzentrizität der Ellipse beeinflusst ihre Form.خارج از مرکز بودن بیضی بر شکل آن تأثیر می‌گذارد.
  • Astronomen berechnen die Exzentrizität von Planetenbahnen.ستاره شناسان خارج از مرکز بودن مدارهای سیارات را محاسبه می‌کنند.