das Fähnlein
پرچم کوچک، گروه/دسته کوچک (تاریخی)
Bedeutungen
1
یک پرچم کوچک، معمولاً به عنوان نماد یا نشان.
- Jedes Kind hielt ein kleines Fähnlein in der Hand.هر کودک یک پرچم کوچک در دست داشت.
- Das Fähnlein wurde stolz im Wind geschwenkt.پرچم کوچک با افتخار در باد تکان داده شد.
- Auf dem Fähnlein war ein unbekanntes Wappen abgebildet.بر روی پرچم کوچک، نشان ناشناختهای نقش بسته بود.
2
یک گروه کوچک از افراد، به ویژه در گذشته به عنوان یک واحد نظامی یا سازمانی.
- Ein Fähnlein Soldaten marschierte durch die Stadt.یک دسته کوچک سرباز از شهر عبور کرد.
- Die Pfadfinder bildeten ein kleines Fähnlein, um das Lager zu bewachen.پیشاهنگان برای نگهبانی از اردوگاه، یک گروه کوچک تشکیل دادند.
- Historisch gesehen war ein Fähnlein eine militärische Einheit.از نظر تاریخی، یک Fähnlein یک واحد نظامی بود.