das Fähnlein

Aussprache: /ˈfɛːnlaɪ̯n/
Worttrennung: Fähn·lein
اسم

پرچم کوچک، گروه/دسته کوچک (تاریخی)

Bedeutungen

1

یک پرچم کوچک، معمولاً به عنوان نماد یا نشان.

  • Jedes Kind hielt ein kleines Fähnlein in der Hand.هر کودک یک پرچم کوچک در دست داشت.
  • Das Fähnlein wurde stolz im Wind geschwenkt.پرچم کوچک با افتخار در باد تکان داده شد.
  • Auf dem Fähnlein war ein unbekanntes Wappen abgebildet.بر روی پرچم کوچک، نشان ناشناخته‌ای نقش بسته بود.
2

یک گروه کوچک از افراد، به ویژه در گذشته به عنوان یک واحد نظامی یا سازمانی.

  • Ein Fähnlein Soldaten marschierte durch die Stadt.یک دسته کوچک سرباز از شهر عبور کرد.
  • Die Pfadfinder bildeten ein kleines Fähnlein, um das Lager zu bewachen.پیشاهنگان برای نگهبانی از اردوگاه، یک گروه کوچک تشکیل دادند.
  • Historisch gesehen war ein Fähnlein eine militärische Einheit.از نظر تاریخی، یک Fähnlein یک واحد نظامی بود.