das Fährgeld

Aussprache: /ˈfɛːɐ̯ɡɛlt/
Worttrennung: Fähr·geld
اسم

کرایه کشتی، پول عبور از رودخانه با قایق

Bedeutungen

1

مبلغی که برای عبور از یک رودخانه یا آبراه با قایق یا کشتی پرداخت می‌شود.

  • Wir mussten für die Überfahrt mit der Fähre Fährgeld bezahlen.ما مجبور بودیم برای عبور با کشتی کرایه کشتی پرداخت کنیم.
  • Das Fährgeld ist in diesem Dorf sehr günstig.کرایه کشتی در این روستا بسیار ارزان است.
  • Ohne das Fährgeld zu bezahlen, durften wir nicht an Bord gehen.بدون پرداخت کرایه کشتی، اجازه سوار شدن نداشتیم.