das Fährgeld
کرایه کشتی، پول عبور از رودخانه با قایق
Bedeutungen
1
مبلغی که برای عبور از یک رودخانه یا آبراه با قایق یا کشتی پرداخت میشود.
- Wir mussten für die Überfahrt mit der Fähre Fährgeld bezahlen.ما مجبور بودیم برای عبور با کشتی کرایه کشتی پرداخت کنیم.
- Das Fährgeld ist in diesem Dorf sehr günstig.کرایه کشتی در این روستا بسیار ارزان است.
- Ohne das Fährgeld zu bezahlen, durften wir nicht an Bord gehen.بدون پرداخت کرایه کشتی، اجازه سوار شدن نداشتیم.