der Fährhafen
بندرگاه کشتیهای مسافربری، ترمینال کشتی
Bedeutungen
1
مکانی در کنار آب (دریا، دریاچه یا رودخانه) که کشتیهای مسافربری یا باربری در آن توقف میکنند تا مسافران سوار یا پیاده شوند یا بارگیری و تخلیه انجام شود.
- Wir trafen uns am Fährhafen, um gemeinsam die Insel zu besuchen.ما در بندرگاه کشتیهای مسافربری ملاقات کردیم تا با هم به جزیره برویم.
- Der Fährhafen ist ein wichtiger Knotenpunkt für den Tourismus.بندرگاه کشتیهای مسافربری یک مرکز مهم برای گردشگری است.
- Die Fähre legte pünktlich im Fährhafen an.کشتی مسافربری به موقع در بندرگاه کشتیهای مسافربری پهلو گرفت.