der Fährmann

Aussprache: /ˈfɛːɐ̯man/
Worttrennung: Fähr·mann
اسم

قایقران، کشتی‌بان (کسی که قایق یا کشتی را هدایت می‌کند)

Bedeutungen

1

شخصی که وظیفه هدایت و جابجایی مسافران یا بار با قایق یا کشتی کوچک را در عرض رودخانه یا آبراهه بر عهده دارد.

  • Der Fährmann setzte die Wanderer sicher ans andere Ufer.قایقران، کوهنوردان را با اطمینان به ساحل دیگر رساند.
  • Früher war der Fährmann eine wichtige Person für die Verbindung zwischen den Dörfern.در گذشته، قایقران فرد مهمی برای ارتباط بین روستاها بود.
  • Wir bezahlten den Fährmann für die Überfahrt über den breiten Fluss.ما برای عبور از رودخانه عریض، به قایقران پول دادیم.