der Fährpassagier
مسافر کشتی
Bedeutungen
1
شخصی که با استفاده از کشتی یا قایق مسافربری در حال عبور و مرور است.
- Jeder Fährpassagier muss eine Rettungsweste tragen.هر مسافر کشتی باید جلیقه نجات بپوشد.
- Die Fähre war voll mit Fährpassagieren, die zur Insel reisten.کشتی پر از مسافرانی بود که به سمت جزیره سفر میکردند.
- Der Kapitän begrüßte die Fährpassagiere an Bord.کاپیتان به مسافران کشتی خوشآمد گفت.