der Fährtenleser

Aussprache: /ˈfɛʁtənˌleːzɐ/
Worttrennung: Fähr·ten·le·ser
اسم

ردیاب، کسی که ردپا را دنبال می‌کند

Bedeutungen

1

شخصی که مهارت تشخیص و دنبال کردن ردپاها یا نشانه‌های حیوانات یا انسان‌ها را دارد، اغلب در شکار، ردیابی یا تحقیقات.

  • Der erfahrene Fährtenleser konnte die Spur des Wildschweins mühelos verfolgen.ردیاب باتجربه توانست به راحتی رد گراز وحشی را دنبال کند.
  • Die Polizei engagierte einen Fährtenleser, um den Flüchtigen zu finden.پلیس یک ردیاب را برای یافتن فراری استخدام کرد.
  • Als Fährtenleser muss man die Natur genau beobachten können.به عنوان یک ردیاب، باید بتوانید طبیعت را با دقت مشاهده کنید.