die Fällung

Aussprache: /ˈfɛlʊŋ/
Worttrennung: Fäl·lung
اسم

قطع (درخت)، تعیین (زمان)

Bedeutungen

1

عمل بریدن و انداختن درختان، معمولاً در جنگل‌داری یا برای پاکسازی زمین.

  • Die Fällung der alten Bäume war notwendig für den Neubau.قطع درختان قدیمی برای ساخت و ساز جدید ضروری بود.
  • Die Forstbehörde genehmigte die Fällung von 50 Hektar Wald.اداره جنگلداری مجوز قطع ۵۰ هکتار جنگل را صادر کرد.
  • Die Fällung des Baumes dauerte mehrere Stunden.عمل قطع درخت چندین ساعت طول کشید.
2

تعیین یا محاسبه دقیق یک مقدار، مانند زمان یا تاریخ.

  • Die Fällung des genauen Termins war noch nicht möglich.تعیین زمان دقیق هنوز ممکن نبود.
  • Wir warten auf die Fällung des Urteils durch das Gericht.ما منتظر صدور رأی توسط دادگاه هستیم.
  • Die Fällung des Abgabedatums wurde verschoben.تعیین تاریخ سررسید پرداخت به تعویق افتاد.