die Fällung
قطع (درخت)، تعیین (زمان)
Bedeutungen
1
عمل بریدن و انداختن درختان، معمولاً در جنگلداری یا برای پاکسازی زمین.
- Die Fällung der alten Bäume war notwendig für den Neubau.قطع درختان قدیمی برای ساخت و ساز جدید ضروری بود.
- Die Forstbehörde genehmigte die Fällung von 50 Hektar Wald.اداره جنگلداری مجوز قطع ۵۰ هکتار جنگل را صادر کرد.
- Die Fällung des Baumes dauerte mehrere Stunden.عمل قطع درخت چندین ساعت طول کشید.
2
تعیین یا محاسبه دقیق یک مقدار، مانند زمان یا تاریخ.
- Die Fällung des genauen Termins war noch nicht möglich.تعیین زمان دقیق هنوز ممکن نبود.
- Wir warten auf die Fällung des Urteils durch das Gericht.ما منتظر صدور رأی توسط دادگاه هستیم.
- Die Fällung des Abgabedatums wurde verschoben.تعیین تاریخ سررسید پرداخت به تعویق افتاد.