die Färöerin
زن اهل جزایر فارو
Bedeutungen
1
زنی که اهل جزایر فارو (مجمعالجزایری در شمال اقیانوس اطلس) است. (مترادف Färingerin)
- Die Färöerin arbeitet als Lehrerin in Tórshavn.این زن اهل جزایر فارو در تورشاون به عنوان معلم کار میکند.
- Wir trafen eine Färöerin, die uns die Insel zeigte.ما با زنی اهل جزایر فارو ملاقات کردیم که جزیره را به ما نشان داد.
- Die Färöerin ist bekannt für ihre handwerklichen Fähigkeiten.زن اهل جزایر فارو به مهارتهای دستیاش معروف است.