der Fäulnisgeruch
بوی گندیدگی
Bedeutungen
1
بوی نامطبوع و تند ناشی از تجزیه مواد آلی، مانند گوشت یا گیاهان فاسد شده.
- Ein starker Fäulnisgeruch ging von der Mülltonne aus.بوی گندیدگی شدیدی از سطل زباله به مشام میرسید.
- Der Fäulnisgeruch im Keller war unerträglich.بوی گندیدگی در زیرزمین غیرقابل تحمل بود.
- Sie bemerkte den Fäulnisgeruch und suchte nach der Ursache.او بوی گندیدگی را تشخیص داد و به دنبال منبع آن گشت.