der Förderer
حامی، پشتیبان، ترویجکننده
Beispiele
- Bisher scheint sich der Umbau zu bewähren: 53,5 Millionen Euro Spenden bekam Greenpeace 2012 von seinen ''Förderern'', mehr denn je.تاکنون به نظر میرسد که این تغییر موفقیتآمیز بوده است: گرینپیس در سال ۲۰۱۲ از حامیان خود ۵۳.۵ میلیون یورو کمک مالی دریافت کرد، بیش از هر زمان دیگری.