der Fuß

Aussprache: /fuːs/
Worttrennung: Fuß
اسم

پا

Bedeutungen

1

عضو انتهایی اندام تحتانی بدن انسان و حیوانات که برای ایستادن و راه رفتن به کار می‌رود.

  • Nach dem langen Marsch schmerzten seine Füße.پس از پیاده‌روی طولانی، پاهای او درد می‌کردند.
  • Sie stellte ihren Fuß auf das unterste Treppenstufe.او پایش را روی پله پایینی گذاشت.
  • Der Hund leckte sich den verletzten Fuß.سگ پای زخمی‌اش را لیسید.
2

واحد اندازه‌گیری طول در سیستم امپریال (معادل حدود ۳۰.۴۸ سانتی‌متر).

  • Das Zimmer ist zehn Fuß breit.اتاق ده فوت عرض دارد.
  • Die Decke ist mindestens zwölf Fuß hoch.سقف حداقل دوازده فوت ارتفاع دارد.
  • Er ist über sechs Fuß groß.قد او بیش از شش فوت است.