die Fügung

Aussprache: /ˈfyːɡʊŋ/
Worttrennung: Fü·gung
اسم

تقدیر، سرنوشت (با دخالت نیروهای الهی)؛ ترکیب، عبارت

Bedeutungen

1

به معنای تقدیر، سرنوشت یا مشیت الهی است؛ رویدادی که به نظر می‌رسد توسط نیرویی بالاتر یا غیرقابل اجتناب هدایت می‌شود.

  • Es war eine glückliche Fügung, dass sie sich an diesem Tag trafen.این یک اتفاق خوش‌یمن بود که آن‌ها در آن روز با هم ملاقات کردند.
  • Manche glauben, dass alles eine göttliche Fügung ist.برخی معتقدند که همه چیز یک تقدیر الهی است.
  • Die Fügung des Schicksals brachte sie wieder zusammen.تقدیر سرنوشت آن‌ها را دوباره به هم رساند.
2

به معنای ترکیب، ساختار یا نحوه قرارگیری اجزا در کنار هم است، به ویژه در زبان‌شناسی یا ادبیات.

  • Die besondere Fügung der Worte in diesem Gedicht ist bemerkenswert.ترکیب خاص کلمات در این شعر قابل توجه است.
  • Die grammatikalische Fügung des Satzes war ungewöhnlich.ساختار دستوری جمله غیرمعمول بود.
  • Die Fügung von Vokalen und Konsonanten bestimmt den Klang einer Silbe.ترکیب مصوت‌ها و صامت‌ها، صدای هجا را تعیین می‌کند.