der Führungsoffizier

Aussprache: /ˈfyːʁʊŋsˌɔfit͡si̯ɐ/
Worttrennung: Füh·rungs·of·fi·zier
اسم

افسر اطلاعاتی، افسر راهنما (در سرویس‌های اطلاعاتی)

Bedeutungen

1

افسری در سازمان‌های اطلاعاتی یا نظامی که مسئولیت هدایت، آموزش یا نظارت بر عوامل یا عملیات اطلاعاتی را بر عهده دارد.

  • Der Führungsoffizier traf sich heimlich mit seinem Informanten.افسر اطلاعاتی مخفیانه با خبرچین خود ملاقات کرد.
  • Seine Aufgabe als Führungsoffizier war es, neue Rekruten zu schulen.وظیفه او به عنوان افسر راهنما، آموزش سربازان جدید بود.
  • Der Führungsoffizier gab Anweisungen für die verdeckte Operation.افسر اطلاعاتی دستورالعمل‌های عملیات مخفی را صادر کرد.