das Füllwort

Aussprache: /ˈfʏlˌvɔʁt/
Worttrennung: Füll·wort
اسم

کلمه حشو، کلمه پرکننده (در جمله‌سازی)

Bedeutungen

1

کلمه‌ای که در گفتار یا نوشتار برای پر کردن سکوت، ایجاد وقفه، یا صرفاً برای روان‌تر کردن جریان کلام اضافه می‌شود و بار معنایی خاصی ندارد (مانند 'خب'، 'یعنی'، 'آها').

  • Sein Vortrag enthielt zu viele Füllwörter.ارائه‌اش کلمات حشو زیادی داشت.
  • Versuchen Sie, die Verwendung von Füllwörtern wie 'ähm' zu reduzieren.سعی کنید استفاده از کلمات پرکننده مانند 'اهم' را کاهش دهید.
  • Das Füllwort 'halt' wird in der gesprochenen Sprache häufig verwendet.کلمه پرکننده 'هالت' (در آلمانی) در زبان گفتاری به وفور استفاده می‌شود.
2

در دستور زبان، کلمه‌ای که برای تکمیل ساختار جمله یا برای تأکید اضافه می‌شود، اما ممکن است حذف آن تأثیر زیادی بر معنای اصلی نداشته باشد.

  • Manche Grammatiker betrachten 'doch' in bestimmten Kontexten als ein Füllwort.برخی دستورنویسان 'دوخ' (در آلمانی) را در برخی بافت‌ها کلمه پرکننده می‌دانند.
  • Das Füllwort verstärkt die Aussage, ohne die Bedeutung grundlegend zu ändern.کلمه پرکننده، بیان را تقویت می‌کند بدون اینکه معنای اساسی را تغییر دهد.
  • Die Analyse zeigte, dass viele Füllwörter die Klarheit des Textes beeinträchtigten.تحلیل نشان داد که بسیاری از کلمات حشو، وضوح متن را مختل می‌کردند.