das Fürwahrhalten
باور داشتن، درست دانستن، اعتقاد
Bedeutungen
1
عمل یا حالت باور داشتن چیزی به عنوان حقیقت یا درست بودن آن؛ اعتقاد راسخ.
- Sein Fürwahrhalten in dieser Sache war unerschütterlich.باور او در این مورد تزلزلناپذیر بود.
- Das Fürwahrhalten von Lügen kann gefährlich sein.باور کردن دروغها میتواند خطرناک باشد.
- Sie änderte ihr Fürwahrhalten nach reiflicher Überlegung.او پس از تفکر زیاد، باور خود را تغییر داد.