der Fux
دانشجوی تازهوارد (در انجمنهای دانشجویی آلمان)، عضو جدید (در انجمنهای دانشجویی)
Beispiele
- Dieser ''Fux'' hat zu viel getrunken.این دانشجوی تازهوارد زیاد نوشیده است.
دانشجوی تازهوارد (در انجمنهای دانشجویی آلمان)، عضو جدید (در انجمنهای دانشجویی)