das Fabrikmädchen

Aussprache: /faˈbʁiːkˌmɛːtçən/
Worttrennung: Fa·brik·mäd·chen
اسم

دختر کارخانه، دختر کارگر کارخانه

Bedeutungen

1

دختری که در کارخانه کار می‌کند، به ویژه در گذشته که کار کودکان و نوجوانان در کارخانه‌ها رایج بود.

  • Das Fabrikmädchen arbeitete lange Stunden an der Maschine.دختر کارگر کارخانه ساعت‌های طولانی پای دستگاه کار می‌کرد.
  • Viele junge Frauen wurden im 19. Jahrhundert zu Fabrikmädchen.بسیاری از زنان جوان در قرن نوزدهم به دختران کارگر کارخانه تبدیل شدند.
  • Die Bedingungen für das Fabrikmädchen waren oft hart und die Bezahlung gering.شرایط برای دختر کارگر کارخانه اغلب سخت و دستمزد کم بود.