das Fabrikstädtchen
شهرک کارخانهای، شهرک صنعتی کوچک
Bedeutungen
1
یک شهر کوچک که اقتصاد و هویت آن عمدتاً حول یک یا چند کارخانه بزرگ شکل گرفته است.
- Das ganze Fabrikstädtchen lebte vom Einkommen der Textilfabrik.کل شهرک کارخانهای از درآمد کارخانه نساجی امرار معاش میکرد.
- Viele Menschen zogen in das Fabrikstädtchen, um dort Arbeit zu finden.بسیاری از مردم برای یافتن کار به آن شهرک صنعتی کوچک نقل مکان کردند.
- Die Schließung der Fabrik stürzte das Fabrikstädtchen in eine tiefe Krise.تعطیلی کارخانه، شهرک کارخانهای را در بحران عمیقی فرو برد.