das Fahndungsnetz
شبکه جستجو، تور تحقیقاتی، شبکه تعقیب
Bedeutungen
1
مجموعه گستردهای از اقدامات، منابع و همکاریها که برای یافتن و دستگیری مجرمان یا افراد تحت تعقیب به کار گرفته میشود.
- Die Polizei spannte ein weites Fahndungsnetz um die Stadt, um den Flüchtigen zu fassen.پلیس برای دستگیری فراری، شبکه جستجوی گستردهای را در اطراف شهر برپا کرد.
- Durch das Fahndungsnetz der Ermittler konnte der Verdächtige schnell identifiziert werden.از طریق شبکه تحقیقاتی بازرسان، مظنون به سرعت شناسایی شد.
- Das Fahndungsnetz umfasste Überwachungskameras und Informanten.شبکه تعقیب شامل دوربینهای مداربسته و خبرچینان بود.