der Fahrdamm

Aussprache: /ˈfaːɐ̯dam/
Worttrennung: Fahr·damm
اسم

جاده، مسیر عبور وسایل نقلیه، خاکریز جاده

Bedeutungen

1

یک مسیر یا جاده، به‌ویژه جاده‌ای که روی یک خاکریز یا سکوی بلندتر ساخته شده است، مانند جاده‌ای که از روی آب یا زمین باتلاقی عبور می‌کند.

  • Der Fahrdamm führt sicher durch das Moor.خاکریز جاده به سلامت از میان مرداب عبور می‌کند.
  • Wir fuhren auf dem breiten Fahrdamm am See entlang.ما در جاده پهن کنار دریاچه رانندگی کردیم.
  • Der Bau des Fahrdamms war eine technische Meisterleistung.ساخت خاکریز جاده یک شاهکار فنی بود.