die Fahrerlaubnis

Aussprache: /ˈfaːrɐˌɛrlaʊ̯pnɪs/
Worttrennung: Fahr·er·laub·nis
اسم

گواهینامه رانندگی، مجوز رانندگی

Bedeutungen

1

مجوز رسمی که به فرد اجازه می‌دهد تا وسایل نقلیه موتوری را در جاده‌ها براند؛ گواهینامه رانندگی.

  • Ich muss meine Fahrerlaubnis verlängern lassen.من باید گواهینامه رانندگی خود را تمدید کنم.
  • Ohne gültige Fahrerlaubnis darf man kein Auto fahren.بدون گواهینامه رانندگی معتبر، نمی‌توان رانندگی کرد.
  • Er hat seine Fahrerlaubnis nach dem Unfall verloren.او پس از تصادف گواهینامه رانندگی خود را از دست داد.