die Fahrertür
درب راننده
Beispiele
- Die ''Fahrertür'' hat eine Delle abbekommen.درب راننده فرورفتگی پیدا کرده است.
- Ich schnappte mir meine Videokamera, kickte die ''Fahrertür'' auf und ging zum Haus.دوربین فیلمبرداریام را برداشتم، درب راننده را با لگد باز کردم و به سمت خانه رفتم.