der Fahrgast
مسافر (وسایل نقلیه عمومی)
Bedeutungen
1
شخصی که از وسیله نقلیه عمومی مانند اتوبوس، قطار، هواپیما یا کشتی برای جابجایی استفاده میکند.
- Der Busfahrer bat die Fahrgäste, ihre Tickets zu zeigen.راننده اتوبوس از مسافران خواست بلیطهای خود را نشان دهند.
- Alle Fahrgäste mussten im Zug sitzen bleiben.همه مسافران مجبور بودند در قطار بنشینند.
- Die Sicherheit der Fahrgäste hat oberste Priorität.امنیت مسافران اولویت اصلی است.