das Fahrgefühl

Aussprache: /ˈfaːɐ̯ɡəˌfyːl/
Worttrennung: Fahr·ge·fühl
اسم

حس رانندگی، تجربه رانندگی

Bedeutungen

1

احساس کلی و تجربه‌ای که راننده هنگام هدایت یک وسیله نقلیه (به ویژه خودرو) دارد؛ شامل راحتی، کنترل، پایداری و لذت رانندگی.

  • Dieses neue Elektroauto bietet ein sehr ruhiges und angenehmes Fahrgefühl.این خودروی الکتریکی جدید، حس رانندگی بسیار آرام و دلپذیری را ارائه می‌دهد.
  • Der Sportwagen ist für sein direktes Fahrgefühl und seine gute Straßenlage bekannt.این خودروی اسپرت به خاطر حس رانندگی مستقیم و پایداری خوبش در جاده شناخته شده است.
  • Nach dem Fahrertraining hat sich mein Fahrgefühl deutlich verbessert.پس از دوره آموزش رانندگی، حس رانندگی من به طور قابل توجهی بهبود یافته است.