das Fahrgerät

Aussprache: /ˈfaːɐ̯ɡəˌʁɛːt/
Worttrennung: Fahr·ge·rät
اسم

وسیله نقلیه، دستگاه حرکتی

Bedeutungen

1

دستگاهی که برای جابجایی یا حمل و نقل افراد یا اشیاء طراحی شده است؛ وسیله نقلیه.

  • Das Fahrgerät des Lieferdienstes ist ein elektrisches Lastenrad.وسیله نقلیه سرویس تحویل، یک دوچرخه باربری برقی است.
  • Für die Baustelle wird ein spezielles Fahrgerät benötigt.برای محل ساخت و ساز به یک دستگاه حرکتی ویژه نیاز است.
  • Dieses Fahrgerät ist für den Einsatz im Gelände konzipiert.این وسیله نقلیه برای استفاده در زمین‌های ناهموار طراحی شده است.