das Fahrgeschäft

Aussprache: /ˈfaːɐ̯ɡəˌʃɛft/
Worttrennung: Fahr·ge·schäft
اسم

وسیله تفریحی (در شهربازی) / دستگاه بازی

Bedeutungen

1

دستگاه‌ها یا سواری‌های مکانیکی در شهربازی‌ها، پارک‌های تفریحی یا نمایشگاه‌ها که برای سرگرمی و هیجان افراد طراحی شده‌اند.

  • Die Kinder lieben das Karussell, aber das Riesenrad ist mein Lieblingsfahrgeschäft.بچه‌ها چرخ و فلک را دوست دارند، اما چرخ و فلک بزرگ وسیله تفریحی مورد علاقه من است.
  • Auf dem Jahrmarkt gibt es viele verschiedene Fahrgeschäfte.در نمایشگاه سالانه، وسایل تفریحی بسیار متنوعی وجود دارد.
  • Das neue Fahrgeschäft verspricht Nervenkitzel pur.این وسیله تفریحی جدید، هیجان خالص را وعده می‌دهد.