die Fahrlehrererlaubnis

Aussprache: /ˈfaːɐ̯leːrərɛpˌlaɪ̯snɪs/
Worttrennung: Fahr·leh·rer·er·laub·nis
اسم

مجوز مربیگری رانندگی، گواهینامه آموزش رانندگی

Bedeutungen

1

سندی رسمی که به فرد اجازه می‌دهد تا به عنوان مربی رانندگی فعالیت کند و به دیگران آموزش رانندگی بدهد.

  • Um als Fahrlehrer arbeiten zu können, benötigt man eine Fahrlehrererlaubnis.برای اینکه بتوان به عنوان مربی رانندگی کار کرد، به مجوز مربیگری رانندگی نیاز است.
  • Die Fahrlehrererlaubnis wurde ihm nach erfolgreicher Prüfung erteilt.مجوز مربیگری رانندگی پس از قبولی در آزمون به او اعطا شد.
  • Er hat seine Fahrlehrererlaubnis für die Klasse B beantragt.او برای گواهینامه کلاس B درخواست مجوز مربیگری رانندگی کرده است.