die Fahrradhose
شلوار دوچرخهسواری (کوتاه و تنگ)
Beispiele
- Eigentlich war es höchste Zeit, meine gepolsterte ''Fahrradhose'' und mein Radler-Shirt vom Salz freizuschrubben, wie so oft hatte ich aber keine Lust und warf beides über den Sattel meines Fahrrads.در واقع وقتش رسیده بود که شلوار دوچرخهسواری پددار و پیراهن دوچرخهسواریام را از نمک تمیز کنم، اما مثل همیشه حوصله نداشتم و هر دو را روی زین دوچرخهام انداختم.