der Fahrradreifen

Aussprache: /ˈfaːɐ̯ʁaːtˌʁaɪ̯fn̩/
Worttrennung: Fahr·rad·rei·fen
اسم

لاستیک دوچرخه، تایر دوچرخه

Bedeutungen

1

قسمت لاستیکی چرخ دوچرخه که روی طوقه قرار می‌گیرد و با هوا پر می‌شود تا ضربه‌گیر باشد و اصطکاک لازم برای حرکت را فراهم کند.

  • Der Fahrradreifen ist platt.لاستیک دوچرخه پنچر است.
  • Ich muss den Fahrradreifen wechseln.من باید لاستیک دوچرخه را عوض کنم.
  • Ein guter Fahrradreifen sorgt für mehr Sicherheit.یک لاستیک دوچرخه خوب، امنیت بیشتری را فراهم می‌کند.